Sunday, February 19, 2006

"غمنامه ی" بم






بم.شهر مغرور و سر به خاک بردهوشهری در اوج بزرگی کوچک.امسال سالگرد زلزله تلخ بم رو رفتم به اون شهر.
اینو بگم که پیش زمینه ی ذهنی من از بم بعد از دو سال یه شهر نیمه ساز یا نو ساز بودواما والله قسم من حتی نشونی از روحیه ایم فو این مردم ندیدم چه برسه به امید به ساخت وساز.
بگدریم.می خواستم بگم یادمه حتی اسراییل هم برای کمک به بم اعلام آمادگی کرد-که بنا به مصالح اصولی نظام-ما اونو قبول نکردیم.اما دیگه همه ما می دونیم که جز اسراییل همه و همه به بازسازی بم کمر همت بستند.اگه بخواهیم یه نگاه سر انگشتی به کمک های رسیده بکنیم.چیزی به جز پنج شهر بم نوساز و مقاوم نمی بینیم.
اما دریغا ازشهر.مردم دارن با چنگ و دندون سرنوشت خودشون رو رقم میزنن و مثل اینکه امیدی به یاری این آقایون ظاهرگرا و پوپولیست ندارن.اگه یه بار تو شهر قدم بزنید حتما می بینید این مردم دیگه از کسی کمک نمی خوان و ...
اینا رو دیر گفتم.یما باید می گفتم.
شعار این ملت"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home